السيد الخميني

14

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

كه از آن تعبير به قيامت صغرى شود . و از براى هر يك از اوضاع و اذكار به طور تفصيل اسرارى است كه ما پس از اين ، ان شاء اللَّه ، به قدر ميسور و مقتضى بيان بعضى از آن را خواهيم نمود . و در اين مقام به سرّ اجمالى نماز اهل معرفت و اهل اللَّه قناعت مىكنيم ؛ و آن عبارت از حصول معراج حقيقى و قرب معنوى و وصول به مقام فناى ذاتى است كه در اوضاعْ به سجدهء ثانيه ، كه فناى از فنا است ، و در اذكار به « إيّاك نعبد » كه مخاطبهء حضوريّه است ، حاصل شود ؛ چنانچه برداشتن سر از سجده تا سلام ، كه علامت ملاقات حضّار و مراجعت از سفر است ، رجوع به كثرت است ولى با سلامت از حجب كثرات و بقاى به حقّ ؛ و در اذكار « اهدنا الصّراط المستقيم » رجوع به خود و حصول صحو بعد المحو است ؛ و با اتمام ركعت ، كه حقيقت صلوات است ، سفر تمام مىشود . و ببايد دانست كه اصل صلوات يك ركعت است ، و بقيهء ركعات ، از فرائض و نوافل ، براى اتمام همان يك ركعت است چنانچه در حديث شريف وارد است : رَوَى الشَّيْخُ العامِلىُّ رَحِمَهُ اللَّه فى الْوَسائِلِ ، عَنْ عُيُونِ الأَخْبارِ وَ الْعِلَلِ ، بِاسْنادِهِ عَنِ الرِّضا عَلَيْهِ السَّلام ، قالَ : انَّما جُعِلَ اصْلُ الصَّلاةِ رَكْعَتَيْنِ وَ زيدَ عَلى بَعْضِهَا رَكْعَةٌ وَ عَلى بَعْضِهَا رَكْعَتانِ وَ لَمْ يُزَدْ عَلى بَعْضِهَا شَيءٌ ، لأنَّ اصْلَ الصَّلاةِ انَّما هِىَ رَكْعَةٌ وَاحِدَةٌ ، لأَنَّ اصْلَ الْعَدَدِ وَاحِدٌ ؛ فَإذا نَقَصَتْ مِنْ وَاحِدٍ فَلَيْسَتْ هِىَ صَلاةً . فَعَلِمَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ انَّ الْعِبَادَ لا يُؤَدُّونَ تِلْكَ الرَّكْعَةَ الْواحِدَةَ الَّتي لا صَلَاةَ اقَلَّ مِنْها بِكَمَالِهَا وَ تَمَامِهَا وَ الإِقْبالِ إِلَيْها ، فَقَرَنَ الَيْها رَكْعَةً اخْرى لِيتِمَّ بِالثّانِيَةِ ما نَقَصَ مِنَ الأولى ؛ فَفَرَضَ اللَّه ، عَزَّ وَ جَلَّ ، اصْلَ الصَّلاةِ رَكْعَتَيْنِ . ثُمَّ عَلِمَ رَسُولُ اللَّه ، صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، انَّ الْعِبَادَ لا يُؤَدُّونَ هاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ بِتَمَامِ ما أُمِرُوا بِهِ وَ كَمالِهِ ، فَضَمَّ الَى الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ لِيَكُونَ فيها تَمَامُ الرَّكْعَتَيْنِ الأوَّلَتَيْن . . . الحديث . « 1 »

--> ( 1 ) - « شيخ حرّ عاملى رحمه اللَّه در كتاب وسائل به نقل از كتاب عيون اخبار الرّضا ، و كتاب علل الشّرائع به اسناد خود از امام رضا عليه السلام روايت كرده كه فرمود : همانا اصل نماز دو ركعت مقرر گرديد و بر بعضى يك ركعت و بر بعضى ديگر دو ركعت افزوده شد و بر بعض ديگر هيچ افزوده نشد ؛ بدان جهت كه اصل نماز فقط يك ركعت است ، زيرا اصل عدد يك است ( با تحقّق يك فرد از هر چيز ، طبيعت آن متحقق مىشود ) پس اگر نمازى از يك ركعت كمتر بشود نماز نيست . پس ( چون ) خداى عزّ و جلّ مىدانست كه بندگان همين يك ركعت را ، كه كمتر از آن نمازى نيست ، به نحو كامل و تام به جاى نياورده و بدان روى نمىآورند ، يك ركعت ديگر به آن منضم كرد تا نقصان ركعت اول با به‌جا آوردن ركعت دوم ( جبران و ) تمام شود ؛ از اين رو خداوند عزّ و جلّ اصل نماز را دو ركعت واجب كرد . آنگاه رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله دانست كه بندگان خدا همين دو ركعت را به طور كامل و توأم با همهء آنچه بدان امر شده‌اند به جاى نمىآورند ، پس به هر يك از نماز ظهر و عصر و عشاء دو ركعت افزود تا با به‌جا آوردن دو ركعت آخر ، دو ركعت اول بتمامه انجام شده باشند . » حديث ادامه دارد . عيون اخبار الرّضا ، ج 2 ، ص 107 . باب 34 ، حديث 1 . وسائل الشّيعة ، ج 3 ، ص 38 ، « كتاب الصّلاة » ، « ابواب اعداد الفرائض و نوافلها » ، باب 13 ، حديث 22 .